.•*..*•. .•*.زنده رود.*•. .•* *•. .
برنامه ی زنـــــــــده رود
تا به كي آيينه حاشا ميكني
مرگ اين ديرينه عاشق را تماشا ميكني
تو كه همراز من بودي از آغاز
تو كه ديدي مرا در اوج پرواز
تو گفتي هر كلامم را دوباره
تو خواندي با من از شب تا ستاره
تو هم بغض منٌ از جنس شيشه
تو هم تنها تر از من تا هميشه
آيينه بغض مرا فرياد كن
با من ازعشقي كه رفته ياد كن...... (سلام خوبین ؟ من فردا دارم میرم مسافرت و ۲شنبه ی هفته ی آینده می آم ... از همتون ممنونم که به زنده رود می آیین ..) گلبوته های جدایی چشمانم را به سوی صداقت پروانه های شهر عشق اذین می بندم ... به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم آشیان کردی و بر تار و پود تنم حروف عشق را ترنم فرمودی ... پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه زیبایی چشمانت هنوز در من شمعی روشن است ... و من در انتهای غروب نگاهم را به سوی مشرق چشمانت دوخته ام تا مگر بازتاب صداقتمان در دستان تو تجلی کند کوه با نخستین سنگ ها شکل می گیرد ... طولانی ترین راه ها با اولین قدم آغاز می شوند و انسان با نخستین درد ... اما من با اولین نگاه تو اغاز می شوم پس ای روح سبز باران در امتداد رگهای خشکیده ام ببار چو ماه از پشت خرمن ها بر آید به من گفتی که دل دریا کن ای دوست دلم دریا شد و دادم به دستت متابان گیسوان در همت را تن از خورشید پر کن ورنه این شب تن بیشه پر از مهتابه امشب به هر شاخی دلی سامان گرفته کنار چشمه ای بودیم در خواب چو نوشیدیم از آن جام گوارا دستات پر از شقایق شبات پر از ستاره سلامی به زلالی و زیبایی زنده رود : ۱۴/۴/۸۷زنده رود آمد با اجرای بسیار شاد :آزاده نامداری مهمانان این هفته ی زنده رود : وحید شمسایی :که متولد ۳۰/۶/۵۵ است در تهران و پدرش اصفهانی است و امسال در تیم فولاد ماهان اصفهان بازی می کند و با خانواده به اصفهان امده و همین جا زندگی می کنند. اولین گل ملی اش را به تیم روسیه در اصفهان زده و ۱۰۰ کیلو وزن کم کرده چون ۸سال برنج و ۷سال است که نوشابه نخورده است ... علی صادقی :که متولد سال ۵۹ است و هم محله ای وحید شمسایی بوده و از سال ۷۰ که اول راهنمایی بوده بازیگر شده و تحصیلاتش در زمینه ی کامپیوتر است و گفت اصلا از فوتبال خوشش نمیاد و سریال ۳در۴ رو از همه ی کارهاش بیشتر دوست داره و در کل به تلویزیون علاقه ندارد ... مجید صالحی :که متولد سال ۵۴ است و بازیگری را از سال ۷۲شروع کرده و کارگردان سریال ۳در۴ است و این سریال ۲۶ قسمت است که از قسمت ۱۸ خودش هم به سریال می آید و گفت : اشتی کنان را بیشتر دوست داشته و چون کار روتین بوده ولی به صورت هفتگی پخش شده لطمه دیده ... محمدرضا عیوضی هم مهمان خواننده بود وترانه های : سرزمین عشق-رنگین کمان۲ -امام رضا (ع) و خداحافظ را اجرا کرد ... ای بروی چشم من گسترده خویش همچو بارانی که شوید جسم خاک ای تپش های تن سوزان من ای دو چشمانت چمنزاران من پیش از اینت گرکه در خود داشتم عشق دیگر نیست این"این خیرگیست عشق چون در سینه ام بیدار شد با توام دیگر ز دردی بیم نیست این دگر من نیستم"من نیستم سلام دوستان خوبم :من حدود ۱ ماه نمی تونم در مورد برنامه ی زنده رود بنویسم چون تو این مدت صبح های جمعه خونه نیستم ... خاله خاله جون قربونتم اگه تو بخوای مهمونتم سلامی به طراوت و زیبایی و شادی زنده رود : امروز زنده رود آمد با اجرای شاد و دلنشین :آزاده نامداری در قسمت اول زنده رود : زینت السادات بهشتی (خواهر شهید بهشتی که ساکن اصفهان است) و محمدعلی حدت (که متولد ۱۳۲۷ است و ۴۵سال است که نقاشی طبیعت انجام می دهد) مهمان بودند. و اما در قسمت دوم که خیلی شاد بود .... بنفشه رافعی : که دانش آموخته ی دانشکده ی کارگردانی تئاتر است و از سال ۸۵به رادیو جوان آمده و رشته اش تجربی بوده و بعد با توافق خانواده یکبار هم کنکور هنر داده و قبول شده و رتبه اش در کنکور ۳۱۳شده و در اجرا واقع گرایی و رئالیسم را بیش از فانتزی دوست داره و گفت در بین مجریان کودک عموپورنگ موفق ترینه و خیلی زود از زنده رود رفت چون عصر در رادیو برنامه داره ... داریوش فرضیایی(عموپورنگ):گرافیک خوانده و از سال ۷۳کارش را با رادیو شروع کرده و به جای ننه بلقیس حرف می زده و سال ۷۸ پورنگ و تورنگ را کار کرده و از سال ۸۱عموپورنگ شروع کرده و در مورد سینمای کودک حرف زد و گفت دوست نداره فیلم بازی کنه و کار با عروسک رو هم دوست نداره ... امیرمحمد متقیان :که گفت پرسپولیسی است و وسط برنامه با عمو پورنگ پاشدن و گفتن ما تام و جری هستیم و دور میز برنامه دنبال هم می دویدند و بعد تام و جری و بعد هم پلنگ صورتی پخش شد و گفت آخرین فیلمی که رفته سینما دیده : دایره زنگی بوده و تا حالا هم ۸-۷ بار اصفهان اومده ... ملیکا زارعی(خاله شادونه):که دانشجوی زبان انگلیسی است و گفت کار کودک واقعا سخت است چون باید کودک را پای تلویزیون نگه داشت و در جشنواره ی فیلم کودک امسال دیپلم افتخار گرفته و سال ۸۳ برای خاله شادونه تست داده و قبول شده و گفت هدفش مشخصه مجری کودک است و سریال بازی نمی کنه... مهمانان خواننده هم :عموپورنگ و امیرمحمدبودند و ترانه های:کجا بریم- خدایا و میدونی خدا چی گفته را اجرا کردند... رو کدوم برگ و جوونه ی سبز بنویسم مادر ای چراغ خونه سلامی به زیبایی و طراوت بهار : در پایانی ترین روز بهار۸۷زنده رود آمد با اجرای صمیمی:آزاده نامداری در قسمت اول زنده رود : زینت السادات امامی (بانوی فرهیخته اصفهانی در هنر سوخت که متولد ۲۵/۱۱/۱۳۱۳)بودند و آقای قوام نیا (که یک تواشیح راجع به حضرت فاطمه(س) خواندند مهمان بودند . و اما در قسمت دوم زنده رود : فاطمه معتمدآریا :که متولد۷/۸/۴۰است در تهران و دیپلم دارد از دانش سرای هنر تهران وتهرانی الاصل است و تا به حال ۴سیمرغ بلورین را برنده شده ودفعه ی دومی بود که به زنده رود می آمد و گفت کم کار نشده فیلم خوب کم ساخته میشه و کارهای خواب لیلا-صدسال به این سالها یا ایران خانم و خواب زمستانی را کار کرده که هنوز اکران نشده و بعد از زیر تیغ هنوز سریالی کار نکرده ... هنگامه قاضیانی : که متولد ۳۰/۲/۴۹ است در مشهد مقدس و لیسانس جغرافیای انسانی دارد و کارشناس ارشد فلسفه است از دانشگاه سانفرانسیسکو و گفت : خانم معتمداریا الگوی من است و در مورد روز زن صحبت کرد و گفت :سفر امروزش به اصفهان اولین سفر خارج از تهران ایشون است ... مهمان خواننده هم : شهرام زندی بود و ترانه های : مادر-همسفر عشقی - ایران من و پنجره ها رو وا کنین را اجرا کرد ... توجه :مهمانان هفته ی گذشته ی زنده رود :مهراوه شریفی نیا - اردشیر رستمی و مهراج محمدی بودند.
یک امشب میهمان این دیارم
به دیدارم بیا چشم انتظارم
همه دریا از آن ما کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
بشوی ای رود دلواپس غمت را
بیالاید همه پیچ و خمت را
پلنگ کوه ها در خوابه امشب
دل من در تنم بی تابه امشب
تو با جامی ربودی ماه از آب
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
![]()
![]()
![]()
![]()
و گفت اصالتا اهل تبریز و دشت مغان است و بار سومی بود که به زنده رود می آمد سال ۸۴-۸۵ و امسال ... او در سریال کژدم ۳۳وفیلم ۹۰ دقیقه ای عطش هم بازی کرده و عضو تیم فوتبال هنرمندان است و در پست دفاع بازی می کند و لیسانس اقتصاد بازرگانی دارد و شغل اصلی اش هم در همین زمینه است ....![]()
سینه از عطر تو ام سنگین شده
شادیم بخشیده از اندوه بیش
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
آتشی در سایه ی مژگان من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
هر کسی را تو نمی انگاشتم
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
از طلب پا تا سرم ایثار شد
هست اگر جز درد خوشبختیم نیست
حیف ازآن عمری که با من زیستم![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

