.•*..*•. .•*.زنده رود.*•. .•* *•. .
برنامه ی زنـــــــــده رود
و بهـــــار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچــــله ها برگشــــتند و طــــراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گـــــیلاس هدیه جشن اقاقـــــی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشـــــی وحشی سوخت برگها پژمردند تشـــــنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شبـــــــهای بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سر و سینه ی گلهای سپــــــید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هســـــت حالیا معجزه ی بــــــاران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنـــــزار ببین و محبت را در روح نســــیم که در این کوچه ی تنگ با همین دست تهــــی روز میلاد اقاقی ها را جشـــــن می گیرد خاک جان یافته است تو چرا ســـــنگ شدی تو چرا این همه دلتنـــــگ شدی باز کن پنجـــــره ها را و بهـــــــــــــــاران را بـــــاور کـــــــن .....![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


